
همین تو را از خودت خواستن...
غافل از اینکه ندیدن و نشنیدنِ تو,بهانه ی خوبی برای باور کابوس نبودنت نیست....
تو بودی....تو هستی....بی آنکه بخواهی....
تو هستی حتی اگر دیگر,در این دنیا نباشی....
برای باور بودنت,دلیلی بالاتر از دیوان حافظ ِ کتابخانه ی من؟
که هر غزلش با اسم تو شروع می شود....
پس اگر عاشق نیستی لا اقل من را به خیال بافی متهم نکن....
چه کسی گفته من تنها زمانی می توانم بودنت را باور کنم؟
که گرمی دستهایت را حس کنم؟یا صدای مهربانت را بشنوم؟
چه کسی گفته؟
من می فهمم سهراب چه می گوید؟وقتی چشمهایم را می شویم؟
تا وصال, را جور دیگری ببینم.....
برای من؟مگر بالاتر از اینکه با عشق تواز بدی ها پاک شوم؟
و به خدایِ احد و واحدم نزدیک تر شوم؟
من این "وصالِ بی تو" را به هزار بار "وصال دنیوی"نمی دهم....
وصال یعنی از تو به خدا رسیدن....
و خوشا به حال آن کسی که پلی می شود برای رسیدن دیگری به خدا....
من باور کرده ام که :
"چشمها را باید شست جور دیگر باید دید"....
من باور کرده ام که :
"تو بامنی هر جا برم...
من باور کرده ام که :
تو را باید در خود جستجو کرد.....
من باور کرده ام بودنت را....
من باور کرده ام نبودنی از جنس بودن را....
پ.ن:منو ٬ کارو ٬ کارو ٬ فکرو ٬ فکرو ٬ فکرو ٬ امتحان میان ترمو ٬ یه دلو ٬ هیچی.

تبریک میگم.البته یه مناسبت دیگه هم هست٬ روز زن! که ایشالا اینو سال دیگه بهش تبریک میگم
نیست کار خاصی انجام دهی".
شود که آن اتفاق را به سوی شما می کشاند، یا بالاخره آنقدر این در و آن در می زنی و ذهن و اراده ات را آسیب پذیر می کنی که بدون آنکه بفهمی یا بخواهی، آن بلا به سرت می آید و نمی فهمی از کجا خورده ای!

گذاشته شده، وسایل و ابزار کار فراوان است، عالیترین نمونه
های صنعت، زیباترین مظاهرخلقت، از سنگریزه ها تا ستارگان، از سنگدلان جنایتکار تا
دلهای شکسته یتیمان، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت، همه چیز و
همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است.

