تبليغاتX
فرشته ی شیطون
س لام.آدمها در ابتدا هیچی از خودشون ندارند.اما به مرور با توجه به میزان نگرششون در دنیای اطراف اطلاعاتی و شناختی بدست میارند که میتونه راهگشای زندگیشون بشه....در این بین گاهی آدمی دچار شک و ترید هم میشه و نمیدونه و نمیتونه تشخیص بده چی درسته و چه باید بکنه و گاه اشتباهاتی میکنه که بنظر عده ای و اطرافیان اون فرد اون شخص ابله و نادان بنظر میاد...در حالی که این میتونه واسه همه اتفاق بیفته...برنارد شاو میگه هیچ آدمی نیست که دست کم یک ساعت در روز ابله نباشه اگر بلاهت از یک ساعت بیشتر نشود نشانه فرزانگی و خردمندی است...اینو گفتم که بگم همه یجورایی گیج میزنند و اگر روزی یکی را دیدی که بنظرتون ابله میرسه یه روزم شما در نظر یکی دیگه به دلیلی ابله بنظر میاید و بقول یه دوستی همه یجورایی میشنگن...

پ.ن:اي كاش هر كسي خودش را امانت كسی ديگر بدونه . خانم فكر كند امانت شوهره ، بچه فكر كند امانت پدر و مادره ، در اينصورت امانتداري هم مي خواهيم . مثلاٌ اگر بخواهيم در محل كار چشم چراني كنيم بگويیم، اين چشم امانت همسرم است...

پ.ن۲:برای تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان و سكوت .مواظب دلتون باشید آدما...

+ نوشته شده توسط در جمعه 12 تیر1388 و ساعت 16:2 | داغ کن - کلوب دات کام
س لام.باید پذیرفت که اکثر آدمها مرده پرستانی بیش نیستند...چرا که تا وقتی هستند و میتونند جسمی و عاطفی در کنار هم باشند این را از هم دریغ میکنند.اما وقتی دیگر وجود خارجی ندارند و یکی به جهان دیگر رفت اونوقت هست که یادشان می آید بله فلانی هم بوده و بواسطه مرگش چنان بریز و بپاشی میکنند که نگو و نپرس...خدایش رحمت کند همسایه مان را...باور کنید در تمام عمرم هیچکدام از این به اصطلاح آشناهایش که صبح تا شب در خانه شان چادر زده اند و میریزند و میخورند را ندیدم.و تا وقتی که زنده بود دریغ از یک دیدار...آییییییی آدمهای مرده پرست...بحث آدمها شد...معلم بزرگمان دکتر شریعتی آدمها را به چهار گروه دسته بندی میکنه:

دسته ی اول آنانی که وقتی هستند هستند،وقتی که نیستند هم نیستند: عمده آدمها حضورشان مبتنی بر فیزیک است.تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند.بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته ی دوم آنانی که وقتی هستند نیستند،وقتی که نیستند هم نیستند: مردگانی متحرک در جهان.خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند.بی شخصیت اند و بی اعتبار.هرگز به چشم نمی آیند.مرده و زنده شان یکی است.

دسته ی سوم آنانی که وقتی هستند هستند،وقتی که نیستند هم هستند: آدمهای معتبر و با شخصیت.کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند.کسانی که همواره به خاطر ما می مانند.دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته ی چهارم آنانی که وقتی هستند نیستند،وقتی که نیستند هستند: شگفت انگیز ترین آدمها در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوه اند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم،اما وقتی که ازپیش ما می روند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم،باز می شناسیم و می فهمیم که آنان چه بودند چه میگفتند و چه می خواستند.ما همیشه عاشق این آدمها هستیم.هزار حرف داریم برایشان.اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند.اختیار از ما سلب میشود.سکوت میکنیم  و درست زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم.شاید تعداد اینها در زندگی هرکدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

پ.ن:بزرگترين درس زندگی اينست‌که گاهی احمق‌ها هم درست می‌گويند.موفق باشید و شاد.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 7 تیر1388 و ساعت 12:12 | داغ کن - کلوب دات کام
س لام.چند وقت پیش یجا جمله ی خوندم که خیلی برام جالب بود اون جمله این بود« اگرما همه كارهايي كه توانايي انجامشان را داريم ، انجام دهيم،واقعا از خودمان شگفت زده خواهيم شد...» حالا من ميگم اگه ما همه كارهايي رو كه ميتونيم انجام بديم....روي كاغذ بنويسيم....شايد بيشتر شگفت زده بشيم!!!سعي كنيم گاهي به خودمون بياندشيم....كارهامونو تحليل كنيم و يا به قول استاد بزرگ همه مان، دكتر شريعتي، انبار آذوقه و داده هاي خام نباشيم.....انسان باشيم....حداقل تلاش كه ميشه كرد ،مگه نه؟؟

فردا شب یعنی پنج شنبه شب اولین شب جمعه ی ماه رجب هست.شبی که بهش میگن لیله الرغائب یعنی شب آرزوها...شبی که میگن هر کس از صمیم قلب و اخلاص آرزو کنه خدا آرزوش را برآورده میکنه...راستی شما بزرگترین آرزوتون چیه؟و از خدا چی میخواید؟یه دوستی از زبون مادرش حرف خیلی قشنگی بهم یاد داد.میگفت  به مامانم گفتم:«مامان چی می شه خدا همون چیزیرو بخواد که دل من می خواد؟؟»مامانم یه لبخند قشنگی زد و گفت:«دخترم به جای این جمله بگو خدایا تو دل من چیزی رو قراربده که خودت می خوای..»منم که دیدم حرف حق جواب نداره سکوت کردم...

واقعا چه آرزوی قشنگی:خدایا تو دل من چیزی را قرار بده که خودت میخوای.بیاید همیشه از خدا فقط خودشو بخوایم از خدا بخوایم که هر چی رو میخواد ازمون بگیره بگیره هر چی مشکلات میخواد بده ُ بده اما خودشو ازمون نگیره هیچ وقت ما رو به حال خودمون رها نکنه..... که اگه اینطور بشه مطمئن باشین اگه همه ثروت دنیا رو داشته باشیم در اصل هیچی نداریم خدا رو برای خودش دوست داشته باشیم نه برای اینکه به ما ثروت و خوشی و راحتی و ...بده.ماه رجب ماه استغفار و ماه ولایت هم هست.وقتی داری اونایی رو که دوسشون داری و نمی دونن دعا میکنی یادت باشه اونایی را که دوستت دارن و نمیدونی هم دعا کن.فرشته ی شیطون همه تون را دوست داره بدون اینکه بدونید.دعا فراموش نشه...

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 3 تیر1388 و ساعت 16:15 | داغ کن - کلوب دات کام
س لام.این روزا از بس تند تند آپ میکنم به گرد پام هم نمیرسید...امروز اینجا لااقل اگر چند تا قطره بیشتر بارون نیومد اما بوی نم بارون که حسابی اومد...و چقدر زیباست وقتی بارون میاد و همه شاد میشن و لذت میبرن...واقعا چه سری داره این رحمت خدا...ای باران تو ببار بر دل خشکیده این آدمها شاید به یاد آورند بوی نم خانه های قدیمی را...... بوی سادگی را..... باران تو ببار شاید به یاد آرند زمانی را که با یک قطره بارون ......بودند عاشق ترین آدمها.زمانی که دلها پر نبود از زخم های عمیق بی پایان ....آری زمانی که تو نمی باریدی .قهر بودی با تمام آدما ... .ولی اکنون که تو آمدی هنوز جای زخم ها باقیست....و هر کسی جرات پا گذاشتن در زخم های عمیق یه دل ندارد .....آری باران تو نبودی و دشمنان بودند و می خندیدند ....ببار که  محتاج یکایک آن قطره های خالصت هستم .ببار...اوووو بابا کوتا بیا شیطون فرشته جون حالا خوبه یه ته استکان بارون بیشتر نیومده ها که اینقدر ذوق زده شدیا...

پ.ن:دیشب حدود ساعت ۱۱ شب داشتم بر میگشتم خونه.خیابون خلوت خلوت بود.یه لحظه آدم شدم(همون خر شدم شما آدما).و پیش خودم گفتم چطوره واسه یه بارم که شده از ۵۰ تا بیشتر سرعت برم.آخه من خیلی رمانتیک رانندگی میکنم و همه قوانین را رعایت میکنم و خلاصه خیلی احتیاط میکنم.۵۰/۶۰/۷۰/۸۰/۹۰/.....یهو چشمم خورد به اونور خیابون و تصادفی که رخ داده بود...خوشبختانه کسی چیزیش نشده بود.اما دیدن این حادثه کمک کرد دوباره بشم همون فرشته...حادثه هیچوقت خبر نمیده و زمانی اتفاق میفته که آدم خودش هم فکرش را نمیکنه...

پ.ن:این روزا برخی سایتها و مسنجر باز نمیشه و اس ام اس ها هم رد و بدل نمیشه.دلیلش هم کنترل تنش زدایی ها و تحریکاتی هست که توسط بیگانگان صورت میگیره تا با استفاده از مسائلی که در کشور اتفاق افتاده از آب گل آلود ماهی بگیرند.مثلا با فرستادن اسناد جعلی و نوشته های تشنج زا سعی دارند افکار جوونها و جو جامعه را ناآرام کنند. رهبر هم فصل الخطابشون را گفتند...خداحافظ.

+ نوشته شده توسط در جمعه 29 خرداد1388 و ساعت 18:50 | داغ کن - کلوب دات کام
س لام.تا حالا شده دلت برای خودت تنگ بشه یا یادت بره کی هستی چی هستی؟ سر در گم و بیدختر تنها هدف بشی؟ یا خودتو گم کنی؟و فراموش کنی اصلا داری چیکار میکنی؟ کجا میری و کجا میای؟ گاهی وقتا ترس ناخواسته وجودت را پر میکنه و احساس میکنی که در تاریک ترین شب دنیا تنها هستی...تنهای تنها...و دلت میخواد با وجود این ترس لعنتی بازم خودت باشی و این دنیای تنهایی...روزای دمغ و تنهایی برای همه هست ..برای من...برای تو...روزایی که فکر میکنی به بن بست رسیدی و چاره ای نداری...روزایی که از همه دلگیر و خسته ای و فکر میکنی همه دست به دست هم دادند تا تو رو درمونده کنند...

اما لحظه ای مکث کن...شاید خودت هم آتیشی بر تنهایی هات میزنی و خودت هم خبر نداری ...نفسی تازه کن و خوب به خودت و اطرافت نگاه کن شاید مانعی برای تنهایی ات پیدا کردی...آره درسته دل همممممه میگیره اما میخوای یادت بدم که دیگه نگیره...چشماتو ببند....بستی؟ حالا چی میبینی؟ هیچکس!!! آره درسته هیچکس! و هیچکس یعنی همه کس...مواظب دلتون باشید...

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 25 خرداد1388 و ساعت 22:48 | داغ کن - کلوب دات کام
س لام.میگن :دوبار فرشته ها ی آسمون از کار انسانها می خندند !وقتیکه زمین و زمان دست به دست هم می دهند تا کسی یا چیزی رو خار و خفیف کنند،ولی خدا چنین چیزی رو نمی خواد و هر لحظه سعادت و خوشبختی و پیشرفت از آسمون نازل میشه! وموقعی که زمین و زمان دست به دست هم می دهند تا کسی یا چیزی را به سعادت و خوشبختی برسانند ولی خدا چیز دیگری را تقدیر نموده است...بالاخره هرچی بود تموم شد و اون چیزی نشد که بیگانگان میخواستند.

مادرامروز ولادت حضرت فاطمه(س) و روز زن یا همون ننه و مادر و خلاصه مامی و خانم و یه چی تو همین مایه هاست.این روز را به همه آدمها بخصوص جنس مونثهاش تبریک میگم.ای کاش خیلی از دخترها یه ذره فقط یه ذره از زندگی این بانو را الگو قرار میدادند و اي كاش همه ما زندگي به شيوه علي و زهرا را ياد مي گرفتيم خيلي ها مي گويند علي و زهرا الگو براي عصر تكنولوژي نيستند . الان زمان اينترنت است و آن موقع زمان شمشير وزره . اما بدونید ارزش ها كه فرقي نمي كنه مصاديق عوض مي شود. مثلاً حضرت زهرا انتظار خريد يك كاسه مسي را هم نداشت شما امروز انتظار خريد ماكروفر را نداشته باشيد.موفق باشید و شاد.راستی حتما به این وبلاگ هم سر بزنید

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 24 خرداد1388 و ساعت 10:48 | داغ کن - کلوب دات کام
س لام.ازعبید زاکانی نقل است که می گوید:خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت:«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!
چیزی که توی این دوره از انتخابات خیلی مشهود بود تخریب  وسیع علیه کاندیدای دیگر بود بجای اینکه به بیان اهداف و برنامه های خود پرداختن.بطوری که حتی اجازه و فرصت فکر کردن به کسی را نمیدادند و براحتی با برنامه ها و نقشه های از پیش طراحی شده مغز جوانها را حسابی دستخوش تغییر میکردندو جز این هم راهی نداشتند.و بجای اینکه خود و دیگران را بالا بکشند اجازه فکر به دیگران هم نیمدادند.تکثیر میلیونها سیدی و ایجاد هزاران وبلاگ جهت تخریب کاندیدای دیگر و شستشوی مغزی جوانها با حرفهای من در آوردی و متوسل شدن به تکه کهنه ای سبز رنگ و هزاران هزار نیرنگ دیگر.همه شاهدید که فقط و فقط تخریب کردند و میکنند بدون اینکه حتی برنامه های خود را بگویند.

ولی با این اوضاع بنظر من باز بخت اول ریاست جمهوری با احمدی نژاد هست.درست است که در همه شهرها با هزینه های گزاف و تطمیع جوانان و ایجاد شور و هیجان کاذب در جوانان چه دختر و چه پسر اینجور بنظر میاد که طرفداران موسوی زیاد هستند اما اینگونه نیست.مثلا در شهر ما وقتی به دفتر کاندیدای احمدی میرسیم انگار هیچ خبری نیست ولی وقتی به دفتر موسوی میرسیم چنان غوغایی بپاست که انگار همه شهر طرفدار او هستند.در حالی که لااقل در شهر ما به روشنی مشخص هست که طرفداران احمدی بسیار بیشتر هستند.به هر حال به زودی همه چیز مشخص میشود و بزودی موجهای سهمگین که این روزها حسابی بر افکارعمومی مردم ایران هجوم آورده به ساحل آرامش میرسد.و امیدوارم هرکس میشود یک خادم واقعی برای همه ملت باشد از هر قشری نه در خدمت یک گروه یا قشر خاص سرمایه دار باشد.

پ.ن:پریروز عرفان کوچولو برادر زاده ام که یک سال و دو ماهش هست و تازه راه رفتن یاد گرفته و این روزا هم خیلی خیلی شیطونی میکنه از بلندی زمین خورد و دقایقی بیهوش بود.دیگه دور از جون فکر میکردیم خدای نکرده دوباره به آسمانها پرواز کرده اما خدا را شکر بهوش اومد و الان شیطون تر از هر روز دیگه هست....با اینکه خیلی کوچولو هست و قاعدتا چیزی نباید بفهمه اما اینقدر باهوش هست که نگو.گاهی وقتا میاد کنار میزم و به کامپوتر زل میزنه و بعد میادروی پاهام میشینه و موس را بر میداره و ادای منو در میاره.حتما پیش خودش میگه منم بزرگ شدم میخوام یه فرشته شیطون ورژن جدید بشم...موفق باشید.خداحافظ

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 21 خرداد1388 و ساعت 15:21 | داغ کن - کلوب دات کام
س لام.بی عیب و اشتباه فقط خداست.همه مشکل و عیب دارند.هیچوقت کار خطای دیگران را لو ندیم خدا مي فرمايد: اگر من پرده ها را كنار بزنم و آدمها عيوب همديگر را ببينند هيچ انساني حاضر نمیشه جنازه كس ديگر را دفن كند . ولش كن بذار بمونه سگها بخورنش . همه كار بد كرديم. يكي لو مي ره يكي نمي ره...این وسط سه تا پیدا شدن بجای اینکه برنامه ها و اهدافشون را بگن از همون اول شروع میکنند به عیب گیری و تخریب یکی دیگه(دیگری هم چاره ای واسش نمیمونه که نگه)...آخه اینکه یکی فلان دروغ گفته و فلان اشتباه کرده و فلان حرف چرت را زده چه دردی را از ملت دوا میکنه! یه چیز از خودت بگو از اهدافت بگو...

یجا از پيامبر مي پرسند: چه كار كنيم هم خدا دوستمون داشته باشد هم مردم مي فرمایند: هر چه از خدا بيشتر بخواهي و توقع داشته باشي خدا بيشتر دوستت دارد هر چي از مردم كمتر بخواهي مردم بيشتر دوستت دارند.اینم من اضافش میکنم هرچی به مردم بیشتر خدمت کنی مردم بیشتر دوستت دارن.منم حق دادن یک رای را دارم و اینکار را هم میکنم برای حفظ عزت و سربلندی کشورم و کوری چشم دشمنان و هرکی هم رای بیاره به عنوان یک فرد جامعه ازش حمایت میکنم.هرکس هم با منطق و نظر خودش باید انتخاب کنه.منم بین این کاندیداها آقای احمدی نژاد را از همه فعال تر دیدم و بنظرم بیش از همه کار کرده و با برنامه تر هست.گیریم که چند تا اشتباه هم کرده خوب همه اشتباه میکنند و عیب دارند.منم منطقم این هست که بین بد و بدتر بد را انتخاب کنم...من تعصب زیادی روی این موضوع ندارم.هرکس بخواد بیاد نظر بده که فلان شد و بسان شد دلیلی نمیبینم جواب بدم...نظر شما هم محترم...خداحافظ.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 17 خرداد1388 و ساعت 13:27 | داغ کن - کلوب دات کام
س لام.هر کسی یه طرز فکر و عقیده ای داره.همانطور هم که گفته اند همه ما در یه دنیا زندگی نمیکنیم بلکه به تعداد ذهنها دنیا وجود داره.من یه نظر و عقیده ای دارم شما هم یه نظر و عقیده ای.پس به نظرات یکدیگر احترام بگذاریم...نه اینکه بخوایم از موقعیت خود سو استفاده کنیم و نظر خود را به دیگری بلوکونیم و با مطرح کردن یه سری مسائل با احساس دیگران بازی کنیم.توی کشور جهان سومی مثل کشور ما بیشتر نظرات بر اساس احساس هست و البته جوگیر شدن.

فلانی میگه چون فلان شخص از فلانی حمایت کرده من دیگه دوستش ندارم یا چون فلان هنرمند طرفدارش هست منم طرفدارش میشم.یا تا یه نفر یخورده حرف دردمنشانه میزنه و بغض میکنه میگن آخی بیچاره...یا یه نفر یک ساعت صحبت میکنه و نود درصد حرفاش درست هست اما میچسبند به اون ده درصد حرف حالا ممکنه نادرستش.

میگن حضرت عيسي با اصحابش از جايي مي گذشت چشمشون خورد به یه بز مرده و گندیده. هر كدام از اصحاب یه چيزي گفتند يكي گفت : چقدر زشته ديگري گفت: بو مي دهد حضرت عيسي گفت: ولي دندان هاي سفيدي دارد . اگر دائم بخواهيد بديها را ببينيد و بديها را به رخ بكشيد از ديدن خوبيها غافل مي شید.آدمهای کوته فکر کوتاهیها و غفلتهای خودشون را به ندیدن میزنند و غفلتهای دیگران را خوب میبینند.و همینطور خوبیهای دیگران را به ندیدن میزنند و خوبیهای خودشون را میبینند...بیاید همیشه خوبها را تو شیپور کنیم و یکم واقع بین باشیم...

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 14 خرداد1388 و ساعت 13:23 | داغ کن - کلوب دات کام
س لام.میگن یه روز پیامبر و اصحابش از جایی عبور میکردند دیدند چند تا کودک درحال بازی کردند هستند.و گفتند خداوند کودکان را از دست پدر و مادران نالایق در امان دارد.اصحاب گفتن چرا چنین دعایی کردید؟پیامبر فرمودند یه دوره و زمانی می آید که والدین بیش از اینکه به تربیت و اخلاق تامین نیازهای روحی و عاطفی فرزندانشون همت بگمارند به وضع ظاهر و معیشت و تامین نیازهای روزمره اونها بیشتر توجه میکنند...امروزه هم همه مون به عینه این را میبینیم.کاش اینقدر که والدین به وضعیت ظاهری فرزندانشون میرسند و اونها را در این زمینه تامین میکنند همون قدر هم به برای تربیت فرزندانشون تلاش کنند و اونها را از لحاظ اخلاق و تربیت و همینطور از لحاظ روحی هم تامین کنند...(درست در همین لحظه برادرم گفت انبارمون اتش گرفته و منم رفتم که خاموشش کنم.البته انبار همسایه بود و بخیر گذشت.الانم چشمم بخاطر دود درد میکنه و بوی دود گرفتم)...

بخصوص کوتاهی در رفع نیاز روحی و برخورد عاطفی با فرزندان.وقتی والدین از لحاظ روحی و عاطفی فرزندانشون را تامین نکنند و با اونها نشست و برخواست نکنند و بی توجه باشند چجور میخواستید فرزند دچار کمبود محبت نشه و نرود دنبال جنس مخالفش که اصلا شناختی ازش نداره و بخاطر نیازش به محبت مجبور باشه مدتی را با او باشه و بخاطر اینکه با احساس و بدون شناختش از جنس مخالف پیش رفته در معرض هزار و یک جور آسیب اجتماعی قرار نگیره و چجور میخواستید عشق  واقعی گم نشه و همش عشق شهوانی باشه و احساس فرزندان به بازی گرفته نشه.کمی به خود آئیم...خداحافظ

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 11 خرداد1388 و ساعت 23:29 | داغ کن - کلوب دات کام