تبليغاتX
فرشته ی شیطون

سلام .خوب هستید .باز اومدم یکم وقتتون را بگیرم .البته قبل از اینکه چیزی بگم منو هم بخشید که تو پست های قبلیم زیاد حرف زدم و شما رو خسته کردم .کلا تو زندگیم آدم پر حرفی نیستم .شاید دارم بنوعی عقده ساکت بودن و کم حرف بودنم را تو وبلاگم خالی میکنم .اما اینبار دیگه زیاد خودم حرفی نمیزنم .و بعد از چند پستم حالا میخوام واستون یه مطلب خنده دار و آموزنده بگم .اما قبلش بزارید یه چیز بگم که بدونید همیشه زندگی ما آدما اینجوریه :

يک روز رسد شادي به اندازه کوه                   يک روز رسد غمي به اندازه دشت
افسانه زندگي چنين است عزيز!                    در سايه کوه بايد از دشت گذشت.........

این رسم زندگی هست و همیشه هست .وباید صبور بود دوستان خوبم.همیشه در شادی ها و موفقیت هایتان مغرور نشوید و در غمها و شکستهایتان هم ناامید نشید صبر پیشه کنید و بدونید زندگی همه ما آدمها درش هم شادی هست هم غم و توکلتون به خدا باشه .خدا خودش تقدیر بنده هاشو میدونه و مطمین باشید هیچوقت بنده هاشو تنها نمیزاره .یه مطلب خنده دار و آموزنده هم بخونید که خوندنش خالی از لطف نیست.امیدوارم همیشه تو زندگیتون شاد باشید .نتیجشو هم حتما بخونید. بیشتر نتیجه اش مد نظر هست .حتما بهش دقت کنید و خودت هم ازش نتیجه گیری کنید .و قبل از اینکه عاشق بشید به عواقبش هم فکر کنید و همه چی رو در نظر داشته باشید .تا خدای نکرده یه وقت دل شکسته نشید ..................عاشق باشید و عاشقانه زندگی کنید ........

عاشق هر ..........نشید

یه آهوی خیلی خشگلی تو یه جنگلی بوده . . يک روز يک پري سراغش میاد و بهش میگه: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟

آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده میکنه و آهو با يک الاغ ازدواج میکنه.
اما این ازدواجشون طولی نمیکشه و
شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل میرنحاکم پرسيد : علت طلاق چیست؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازهحاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حمالهحاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله استحاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنهحاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنهحاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟الاغ گفت: آره
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟الاغ گفت: واسه اينکه من خرمحاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد

نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد
نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند واینکه عاشق هرخری نشید .(ولی واقعا بعضی ها مرد عشق هستند ).خوب داداشی و آبجی های خوبم امیدوارم هر جا هستید موفق و سربلند باشید و این دوستتون را هم از دعای خیرتون فراموش نکنید با خدا باشیم که همیشه خدا با ماست .خداحافظ.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه 22 خرداد1386 و ساعت 22:49 | داغ کن - کلوب دات کام