تبليغاتX
فرشته ی شیطون
دلهای پاک خطا نمی کنند فقط سادگی می کنند و امروز سادگی پاکترین خطای دنیاست

یا زهرا(س)

س لام.دهه اول محرم و سوگواری اقا امام حسین (ع)تموم شد ومعلوم نیست سال دیگه هم باشیم.مراسم سوگواری که متاسفانه بیشتر جنبه رسم و سنت داره و کمتر کسی هست که کمی اندیشه کنه که امام حسین (ع) و خانواده اش برای چه جان خودشون را فدا کردند.و این حادثه بزرگ تاریخ به ما چه درسی داد.اسلام دین عقل است و به ما میگه همیشه درهمه کارهامون بیندیشیم و از هیچی به آسانی نگذریم.بجای اینکه این همه بدون هدف بر سر و سینه خودمون بزنیم یکم فکر کنیم و در جستجوی اهداف قیام امام حسین(ع) و درسهایی که از اون میشه گرفت باشیم.

خیلی از ماها میگیم اگر اون زمان بودیم به کمک امام حسین میرفتیم .اما اینطور نیست.امام حسین به ما آموختند "کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا"همه جا کربلا و همه روز عاشورا است.اینک ما در کربلا و عاشورای خود چه میکنیم؟ایا اگر ما هم در صحرای کربلا بودیم باز هم حسین تنها نمیماند؟ .لازم نیست ما به خودون بگیم اگر اون زمان بودیم به امام حسین کمک میکردیم .الان چه میکنیم ؟امام حسین شهید شدند که زندگی ما را احت تر کنند و معرفت ما را بیشتر کنند که همه جا کربلا و همه روز عاشوراست و همیشه آماده نبرد با نفس خود و همه بدی ها باشیم .روایت هست که در یکی از جنگهای پیامبر وقتی سپاه اسلام پیروز شد یاران پیامبر اومدن پیش پیامبر و با شادی گفتند ای رسول الله جنگ تمام شد و ما پیروز شدیم .اما پیامبر به یارانش گفتم این جهاد اصغر بود که ما درش پیروز شدیم .حالا باید به جهادی بزرگتر از این جهاد بپردازیم .جهاد با نفس.

پ -ن همه ما اگر به زندگی خودمون یا اطرافیانمون نگاه کنیم گرفتاری و مشکلاتی داریم امشب اومدم بگم اگر بخاطر یه مشت امور مادی و یا بخاطر اینکه عشقمون دلمون را شکسته و یا از دست دادن عزیزانمون از همه کس و همه جا ناامید میشیم و خودمون را گوشه گیر میکنیم و به ناله میپردازیم زینب کبری(س) باید چه میکرده؟همه سختی ها و غصه ها را زینب کبری (س) و فاطمه زهرا(س)قرنها پیش کشیدند و دیگه غم و غصه ای برای بشر نگذاشتند .غم و غصه و سختی هایی که هرگز تصورش برامون ممکن نیست.یه لحظه چشامون را ببندیم و خودمون را بززاریم جای زینب کبری(س) که عزیزترین کسانمان از کوچیک تا بزرگ جلوی چشمانمان تکه تکه میشوند.اما هرگزنمیتونیم تصور کنیم .چون عشق اهل بیت به هم چیزی فراتر از ذهن ماست و ما هرگز نمیتونیم اون عشقی که اهل بین نسبت به هم داشتند را در موزد پدر و مادر و اطرافیان خود داشته باشیم.همیشه تو زندگیمون از صبر زینب درس بگیریم و هدفمون را دنبال کنیم.و بجای اینکه بگیم ای خدا سختی دارم بگیم ای سختی ها منم خدایی دارم .

خلاصه یکم چشم عقلمون را باز کنیم و با دیدی وسیعتر به واقعه عاشورا بیندیشیم .موفق باشید.اون وبلاگم هم برید(در پیوندها هست) .التماس دعا خداحافظ.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه 25 دی1386 و ساعت 0:11 | داغ کن - کلوب دات کام

س لام خوبید دوستان خوبم؟نمیدونم این پستم را از کجا شروع کنم واز چی بگم..فقط خواستم بگم خیلی خیلی دلم گرفته این روزها بیش از گذشته.یه چند سالی هست که زندگیم وارد یه جریانی شده که غیر قابل تحمل هست.ولی خوب تا حالا هرجور بوده تحمل کردم حالا بماند از گریه های یواشکیم و شبانه ام ولی خوب هیچوقت جلو هیچکس برو خودم نیاوردم .حتی الان هم که دارم این پست را مینویسم از این چند خطی که نوشتم پشیمون هستم چون هیچوقت نمیخواستم که اینجا جایی باشه واسه خالی کردن حرفای دلم و همیشه سعی کردم اینجا جایی باشه برای امید دادن و شاد کردن دیگران نه جایی واسه خالی کردن حرفهای دلم که باعث بشه چند تا دیگه هم ناراحت و ناامید بشن.

ولی اینو الان نوشتم که اینو بگم تو زندگیتون اگر خدای نکرده غم و ناراحتی و ناامیدی اومد سراغتون (که اگر از من میشنوید حتما میاد چون فلسفه این دنیا همین هست ما اومدیم این دنیا که سختی بکشیم اسایش و ارامش واسه اون دنیاست)هیچوقت در ظاهرتون نشون ندید.همیشه و در همه حال در ظاهر شاد باشید حتی اگر شده گول خودتون بزنید و در عین غمگین بودن دلتون ظاهرتون را شاد کنید .درسته که در ظاهر شاد هستید و از درون غمگین اما اینجور میشه به یه دل شکسته و آدم غمگین امید داد و دلش را شاد کرد .پس همیشه بخندید و شاد باشید شاید این لبخندتون مرحم دلتون نشه ولی میتونه مرحم دل یکی دیگه بشه ........هرگز لبخند را ترک نکنید حتی وقتی ناراحتید چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخندتون بشه.........

بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ میزنند ...و گنجشکها جدی جدی میمیرند ...

آدمها شوخی شوخی زخم میزنند....و قلبها جدی جدی میشکنند....

و تو شوخی شوخی لبخند میزنی........و من جدی جدی عاشق میشوم.....

 شما شوخی شوخی هم که شده لبخند بزنید.............. من که جدی جدی داره اشکام در میاد .............

همیشه شاد باشید تا دیگران هم از شادی شما شاد بشن.اینم یه بهانه .......يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحيائيه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء‌استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي........التماس دعا .خداحافظ.(اون یکی وبلاگم هم حتما برید)

+ نوشته شده توسط ابراهیم در شنبه 1 دی1386 و ساعت 23:10 | داغ کن - کلوب دات کام