تبليغاتX
فرشته ی شیطون
دلهای پاک خطا نمی کنند فقط سادگی می کنند و امروز سادگی پاکترین خطای دنیاست

س لام.قبل از هر چیز اعیاد شعبانیه را به همه شما دوستان گلم تبریک میگم.هرسال در این ایام واسه آقامون امام زمان(عج)دل نوشته ای مینوشتم.ولی خوب امسال اینقدر گرفتار بودم که دیر فهمیدم ایام شعبانیه هست.فقط اینو بگم بخدا قسم با این شیرینی پخش کردنها و توی خیابون ها بوق زدن و شادی کردنها نمیشه مهیای ظهور اقا امام زمان شد.بلکه باید با عملون زمینه ظهور را فراهم کنیم.به خدا قسم در مقابل این اعمال ما باید از آسمون سنگ بباره.و اینو هم بدونید که فقط دعاهای امام زمان هست که جلو عذاب الهی را گرفته.

مطمئن باشید تا صاحب اصلی دین و قران نیاید این مشکلات زندگی و اجتماعیمون بوده و هست و خواهد بود و هر روز رنگی عوض میکند و هرگز نجات پیدا نخواهیم کرد.اگر امروز درست بشه فردا شکل دیگری جای اون را خواهد گرفت.پس بیایید همه خواسته هایمان را کنار گذاشته فقط برای ظهور اقا امام زمان دعا کنیم چرا؟ چون که صد آمد نود هم پیش ماست

اینم بد نیست بدونید:میگن یه روز (شاید شب بوده)به عارفی گفتند جمله ای بگو که وقتی شاد هستیم غمگینمان کند و وقتی غمگین هستیم شادمان کند.جواب داد:این نیز بگذرد....زندگی چه خوب و چه بد میگذره  به قول معروف دنیا محل گذره بخوای نخوای میگذره پس سعی کنیم از زندگیمون لذت ببریم و به بهترین نحو استفاده کنیم ...

مامانم هم چند روزه رفته مشهد خیلی دلم واسش تنگ شده.دیروز داداش کوچیکم بهش زنگ زد بعد زن داییم جواب داد گفتیم چه حال و خبرا میگفت این مامانتون که همش خوابه (ای مامانه خوابالو)و در طول سفر حتی واسه غذا خوردنم میگه من چیزی نمیخوام و خودتون بخورید.آخی بمیرم واست مامانی.قبل سفر خیلی ذوق میکرد که داره میره مشهد و همش میرفت خونه همسایه ها و اشناها و باهاشون خداحافظی میکرد.حتما از بس قبل از رفتن اینور اونور رفته بوده و حلالیت بطلبه خسته شده.زودی بیا مامانی که منتظرتیم...سعی میکنم بیشتر و زودتر دیگه آپ کنم.خدانگهدارتون باشه .

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه 24 مرداد1387 و ساعت 12:38 | داغ کن - کلوب دات کام

تولد

س لام.الان که به تقویم نگاه کردم دیدم این سومین سالی هست که باهات آشنا شدم چقدر زود گذشت.انگار همین دیروز بود باهات آشنا شدم.15 خرداد هر سال که میاد بخاطر وجود تو برایم به یادماندنی شده.حتی از تولد خود هم برام مهمتر هست و بیشتر در خاطرم هست.چرا که این تو بودی که باعث تولد دوباره من شدیو بی تملق میگویم که آرامشی که تو به من هدیه کردی بهترین هدیه من در طول زندگیم بود ..

واقعا من باهاش زندگی کردم و یه جرقه ای بود در زندگیم.اوایل که شروع کردم به نوشتن بیشتر مطالبی که به نظرم جالب بود و از این جاهای دیگه میدیدم را اینجا مینوشتم .اما هر روز که میگذشت بیشتر دلبسته اش میشدم و دلم میخواست خودم بنویسم از حرفام از فکرام از دل مشغولیهام...و میخواستم متفاوت باشم فکرا و دلمشغوليها و گاهي هم خاطراتم رو اينجا نوشتم.... و خيلي وقتا با نوشتنوشون احساس سبکي کردم....گاهي هم بيشتر به فکر فرو رفتم....

اسمش را گذاشتم یه فرشته ی شیطون که همش میخواد از خوبی بگه از مهربونی بگه از امید بگه از شادی بگه حتی با وجود اینکه هیچکدوم از اینها توی ذهن و افکار خودش نباشه حتی با وجود اینکه دلش پر از غم باشه.شدم یه فرشته ی شیطون یکی که با وجود سختی و دردهاش نمیخواست بیاد اینجا و به ناله و فغان کردن بپردازه و به گلایه از روزگار.خواستم فرشته باشم اونم از نوع شیطونش که با شیطنتم بگم .جور دیگری هم میشه زندگی کرد .میشه در عین پردرد بودن هم شاد زندگی کرد و این بهترین انتقامی هست که میشه از سرنوشت گرفت.

من شدم یه فرشته ی شیطون که فقط واسه دل خودم ننویسم واشه شما هم بنویسم و برای شما هم بنویسم نه از غم بنویسم نه از درد از خوب یو مهربونی و امید که اینو به دیگران هم منتقل کنم .و فرشته شیطون بودن باعث میشد ناخوداگاه همیشه این حس در ذهنم باشه که واقعا یه فرشته هستم و فقط خوبی کنم.طوری که الان الکی الکی خودمم باورم شده که یه فرشته ام و در رفتارم خیلی تاثیر گذاشته اینم بدونید فرشته ی شیطون در دنیای واقعیش یه شیطون نیست بلکه خیلی اروم ساکت و کم رو و خجالتی هست.فقط در این دنیای مجازی شیطون شده یا شیطنتهاش میخواد حرفای خوب و درسای خوب یاد بده و بشه یه فرشته.

بنوعی دارم عقده سکوت و کم رو بودنم را در این دنیای مجازی خالی میکنم. اما در هرحال چیزی که هست فرشته ی شیطون باعث شده که یه نفر یعنی من قدمی بر دارم برای آدم شدنم.اوایل هیچ دلیل و انگیزه ای نداشتم .اما بعدها همین وبلاگ و فرشته شیطون بودن باعث شد که بیشتر به فکر فرو برم و بیشتر قدم بردارم برای خوب شدن خودم و نزدیک تر شدنم به خدا.طور یکه بعضی وقتا که میخواستم گناهی کنم به خودم میگفتم مگه یادت رفته تو فرشته ای و باید خوب باشی مگه من همونی نیستم که توی وبلاگم از خوب بودن و با خدا بودن و امید داشتن مینویسم پس چرا خودم اینکارو میکنم.این وبلاگ در واقع اتصال من هست با خدای خودم...                    <<<<  بقیه در ادامه مطلب>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه 13 مرداد1387 و ساعت 14:33 | داغ کن - کلوب دات کام