تبليغاتX
فرشته ی شیطون
دلهای پاک خطا نمی کنند فقط سادگی می کنند و امروز سادگی پاکترین خطای دنیاست

س لام.امشب شب تولدم هست و فردا روز تولدم.بنظرم شب قشنگی میاد و امیدوارم روز تولد قشنگی هم داشته باشم.هیچکس از خانواده و دوستان و آشنایان نمیدونند که امشب شب تولد شیطون ترین فرشته ی خدا هست.و من بدون هیچ چشم داشتی خودم واسه خودم تولد گرفتم.ممکنه واسه بعضی ها تولد گرفتن و یاد کردن این روز جالب نباشه اما به نظر من این نشان میده که چقدر ما خوش شانس هستیم که هنوز زنده ایم و پرونده ما هنوز بازه و هنوز در کنار خداوند هستیم.شاید اگر مرده بودیم به خدا نزدیک تر بودیم ولی دیگه نمیتونستیم با کارهای خوبمان برای نزدیک شدن به خدا تلاش کنیم.

الان یه حس خاصی دارم.و تک تک اتفاقهای پارسال داره یادم میاد.یک سال دیگه از عمرم گذشت با همه خوبی و بدیهاش...سختی و آسونیاش ...خنده و گریه هاش...و یک سال بزرگتر...پیرتر...با تجربه تر...و البته یک سال به مرگ نزدیکتر شدم.یک سالی که نمیدونم توش تونستم خودم باشم؟تونستم بعضی عیب هام را برطرف کنم؟تونستم با گرفتاریهام کنار بیام؟تونستم دلی را شاد کنم و کسی را نرنجونم؟و واقعا تونستم "بزرگ بشم"؟نمیدونم...شاید موفق بودم و شاید هم نبودم...اما هرچی بود گذشت اونم خیلی سریع.و هرچند مشتاق نیستم بزرگ بشم اما شدم...خداحافظ 26 سالگی و سلام 27 سالگی...و اکنون زنده ام وباید صفحه سفید دیگری که خدا پیش روی من گذاشته را پرکنم.خداکنه 27 سالگیم رو سفید باشم و صفحه را کم غلط تحویل بدم.و الان من در اوج جوانی هستم زمانی که خدا بیشترین فرصت و زیباترین لحظه ها را برای بازگشت من به سوی خود قرار داده.و اینکه این نیز بگذرد.... و ۳۶۵ روز دیگه تا پایان 27 سالگی و اغاز 28 سالگی اگر عمری باقی باشد...

پ.ن:من متولد روز سه شنبه 26 بهمن ماه سال 1361 برابر با 15 فوریه سال 198۳ هستم.و متولد صور فلکی دلو و در طالع بینی زادیاک چینی متولد سال حیوانی خوک هستم.و اینکه زندگی واسه همه یک بار اتفاق میفته.پس قدر لحظه لحظه هاش را بدونیم و اینکه هیچوقت برای داشتن یه زندگی خوب دیر نیست و از خدا میخوام که کمکم کنه و هرچقدر عمر بهم میده عمری با عزت داشته باشم.و اینکه<<تولدم تا همیشه مبارک>> تولدم هم ما بین روز عشاق خارجی ها و ایرانی ها قرار گرفته.البته فرشته ها عاشق نمیشن.شاید تا یه مدت نباشم.واسم خیلی دعا کنید... www.shidane.blogfa.com     

+ نوشته شده توسط ابراهیم در جمعه 25 بهمن1387 و ساعت 23:18 | داغ کن - کلوب دات کام

س لام.این روزا زیاد حال و روز خوشی ندارم.مقصر اول و اخرش هم خودم هستم.یعنی هرکسی هر اشتباهی میکنه مقصر اصلی خودش هست بقول معروف از ماست که برماست.خدا به انسان عقل داده که هرکاری میخواد انجام بده تفکر کنه و بدون فکر هیچ پیشرفتی تو زندگیش نمیکنه و اگر غیر از این بود حیوونات و بخصوص جناب گاو الان از عالم و آدم جلوتر بود.لقمان حکیم واسه این بهش میگن حکیم که هرکاری که میخواست انجام بده تفکر میکرد البته اشتباه جز مسائل جدا نشدنی زندگی انسان هست و گاهی مهم بعد از اون اشتباهات هست.

پیرو این جملات فرشتگونه میگن رادر فورد دانشمند مشهور انگلیسی شب هنگام وارد آزمایشگاهش میشه و یکی از دانشجوهاش را میبینه که پشت دستگاه نشسته و کار میکنه.فورد ازش میپرسه:این وقت شب چکار میکنی؟دانشجو پاسخ میده:کار میکنم فورد میپرسه پس روزا چکار میکنی؟دانشجو پاسخ میده:البته کار میکنم فورد میپرسه:صبح زود هم کار میکنی؟ دانشجو به امید تحسین استاد سری به تایید تکان میده و میگه:بله استاد صبح هم کار میکنم.خلاصه چهره رادر فورد در هم میره و گفتگوی خودش را با این پرسش پایان میده:گوش کن جوون پس تو کی فکر میکنی؟خلاصه که اینجوریاست فکر کنید فکر کنید فکر کنید.

حالا منه فرشته ی شیطون درسته خیلی چیزا را از دست دادم از جمله جوونیم را ولی تا باشه از این از دست دادنا مهم درسی هست که ازش گرفتم و نفسی هست که میکشم و دنیا و از جمله آخرتی هست که پیش رو دارم.میگن یه روز(شایدم شب بوده)نادر شاه به سید هاشم خار کن که عالمی بوده که با خار کنی امرار معاش میکرده تا چشمش به دست مردم نباشه میگه:سید هاشم! شما خیلی کار کرده ای که از دنیا گذشته ای.سید در جواب میگه:برعکس شما کار کرده اید که از آخرت گذشته اید.

پ.ن:اگر میخواهید ارزشتان را نزد خدا بدانید نگاه کنید و ببینید  ارزش خدا نزد شما در هنگام گناه چقدر است.   التماس دعا به اشد ممکن.یا حق

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه 15 بهمن1387 و ساعت 22:55 | داغ کن - کلوب دات کام

س لام.راجع به پست قبل یه دوستی اومده بود نظر داده بود که ما آدمها که هیچ حالا تو که فرشته هستی وقتی ناراحتی!وقتی در دنیا روت بسته شده! وقتی خاک عالم بر سرت شده! و .....میتونی بری مجله یا روزنامه برداری و خونسرد بخونی فلان رئیس جمهور اینجوری کرد یا فلان کشور سیل اومد و غیره خداییش میتونی؟عمرا بتونی؟

در جواب این دوستمون بگم نمیدونم تا حالا قورباغه جوشان را شنیدید یا جایی خوندید یا نه.این یه مفهوم روانشناسی هست که میگه اگر یه قورباغه را در آب داغ بندازی فرار میکنه ولی اگر در آب سرد بندازیش و یواش یواش آب را جوش کنی بدون اینکه متوجه بشه کاملا میپزه و بقول معروف جا میفته.از این قضیه من دو تا برداشت میکنم یکیش همونی هست که روان شناسا برداشت کردند که میگن مطابق این قضیه اجازه ندید شرایطی که دوست ندارید و مخالف روحیات شماست کم کم شما رو در بر بگیره اینجوری مثل یه قورباغه جوشیده بعد از چند سال هیچ اثری از سلامت روانی براتون باقی نمیمونه.اما یه برداشت دیگه هم اینکه اگر میخواید پخته بشید و هرچیز واستون جا بیفته یهو نمیشه بلکه باید تکرار بشه و یواش یواش بخواهیییییییییییییییییدخلاصه کلام اینکه کار نشو نیست ما اشرف مخلوقاتیم و کافیه اول شروع کنیم بعدش اراده کنیم و بعدشم ادامه بدیم.یا خودمونی بگم یواش یواش برو تو لباش.

بی ربط نوشت:مردی نزد حکيمی رفت و گفت:فلانی پشت سرت چيزی گفته است
حکيم گفت:در اين گفته ات سه خيانت بود شخصی را نزد من خراب کردی فکر مرا مشغول کردی و خودت را نزد من خوار کردی

پ.ن:یکی از عرفا میگه:« مردم در رنجند چون به گذشته چنگ انداخته اند!».خداحافظ

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه 10 بهمن1387 و ساعت 21:57 | داغ کن - کلوب دات کام

س لام.امروز از زبون روضه خون شنیدم که میگفت بزرگترین خطای عالم کوچیک شمردن نعمت حیات هست بعد یخورده فکر کردم که اوووووه چقدر خطا کردم.خیلی از ماها این بزرگترین نعمت را کوچیک میشماریم.خوب حالا میگید چجور یعنی کوچیک میشماریم.همون موقعی که بی تفاوت و بی فایده روزهامون را سپری میکنیم همون موقعی که حالا یا خواسته یا ناخواسته دست و زبونمون صرف آنچه نباید میشه و خلاصه بخاطر یه مشت چیزای پوچ و الکی عمرمون و وقتمون را تلف میکنیم یهو وقتی به خودمون میایم که میبینیم دهکی دیگه کم کم باید سر بر بالین خاک بزاریم و قدر عمر و زندگیمون را ندونستیم...

بعضی وقتا که آدم دلش میگیره و غصه داره خیلی خوب هست که بجای کلنجار رفتن با خودش روزنامه ای بگیره بخونه کتابی بخونه بره سینمایی تئاتری خلاصه یجوری سرش را گرم کنه یا شاید جمله ای خوند و تکونی خورد.یجا خوندم که نوشته بود یه نمایشنامه هست به اسم "آدم آدم است" اثر برشت نویسنده ی آلمانی که مضمونش جنگ و هویت بشری هست(من نمیدونم چرا همش است را هست مینویسم خوب معلومه چرا اینجوره فرشطه بخاتر بی ثواطید هست).خلاصه پیام نهایی این نمایشنامه این هست که از انسانها انتظار خاص و بالایی نداشته باشید بعد میگه که اگر کسی هم بد بود خوب چه خیالی ...آدم آدم است دیگر ...اگر همان آدم بد یک مرتبه خوبی زیادی ازش سرزد... باز هم چه خیالی؟ آدم آدم است دیگر ... باز اگر همان آدم بدی کرد... چه باک ...آدم آدم است دیگر.بعد اینجاش جالب هست که این نمایشنامه زندگی فردی(حالا فرض کنیم خودمون)را به نمایش میکشه که در برابر نیروهای بیرونی(مثلا همون کلنجارهایی که بخاطر غم و غصه هامون با خودمون میکنیم)قطعه قطعه میشه و حتی تا جایی پیش میره که به خودش هم رحم نمیکنه و خود او بر خویشتن خویش هم ضربه میزنه.بعد آخرش برشت پیشنهاد میده که آدم یا باید این وضعیت را تحمل کنه یه به شکلی دیگه بینش خودش را در برابر زندگی متحول کنه تا در برابر مشکلات و سختیها در هم نشکند.

پ.ن:كودك هميشه مي تونه سه چيز رو به آدم بزرگ ياد بده :بي دليل شاد بودن اعلام خواسته هاي خويش با تمام قوا هميشه مشغول كاري بودن      خداحافظ

+ نوشته شده توسط ابراهیم در جمعه 4 بهمن1387 و ساعت 21:38 | داغ کن - کلوب دات کام
خدایا! به که واگذارم میکنی؟به سوی که می فرستی ام؟به سوی آشنایان و نزدیکان؟ تا از من ببرند و روی برگردانند!یا به سوی غریبان و غریبه گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟یا بسوی آنان که ضعف مرا می خواهند و خواریم را طلب می کنند؟من به سوی دیگران دست دراز کنم؟در حالی که خدای من توی و تویی کارساز و زامدار من.
پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟
پاسخ آمد: اینکه شما تمام کودکی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید و دوران پس از آن در حسرت بازگشت به کودکی می‌گذرانید. اینکه شما سلامتی خود را فدای مال‌اندوزی می‌کنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می‌نمایید. اینکه شما به قدری نگران آینده‌اید که حال را فراموش می‌کنید، در حالی که نه حال را دارید و نه آینده را. این که شما طوری زندگی می‌کنید که گویی هرگز نخواهید مرد و چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر می‌گیرد که گویی هرگز زنده نبوده‌اید.
سکوت کردم و اندیشیدم،در خانه چنین گشوده، چه می‌‌طلبیدم؟ بلی، آموختن.   پرسیدم: چه بیاموزم؟
پاسخ آمد: بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی‌کشد ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است. بیاموزید که هرگز نمی‌توانید کسی را مجبور نمایید تا شما را دوست داشته باشد، زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آینه‌ای از کردار و اخلاق خود شماست. بیاموزید که هرگز خود را با دیگران مقایسه نکیند، از آنجایی که هر یک از شما به تنهایی و بر حسب شایستگی‌های خود مورد قضاوت و داوری ما قرار می‌گیرد.

بیاموزید که دوستان واقعی شما کسانی هستند که با ضعف‌ها و نقصان‌های شما آشنایند ولیکن شما را همانگونه که هستید و دوست دارند. بیاموزید که داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی‌دهد، بلکه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست. بیاموزید که دیگران را در برابر خطا و بی‌مهری که نسبت به شما روا می‌دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل را با ممارست در خود تقویت نمایید. بیاموزید که که دونفر می‌توانند به چیزی یکسان نگاه کنند ولی برداشت آن دو هیچگاه یکسان نخواهد بود. بیاموزید که در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نکنید، تنها هنگامی که مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید، راضی و خشنود باشید. بیاموزید که توانگر کسی نیست که بیشتر دارد بلکه آنکه خواسته‌های کمتری دارد. به خاطر داشته باشید که مردم گفته‌های شما را فراموش می‌کنند، مردم اعمال شما را نیز از یاد خواهند برد ولی، هرگز احساس تو را نسبت به خویش از خاطر نخواهند زدود.    واسم خیلی دعا کنید خداحافظ.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه 1 بهمن1387 و ساعت 18:53 | داغ کن - کلوب دات کام