تبليغاتX
فرشته ی شیطون
دلهای پاک خطا نمی کنند فقط سادگی می کنند و امروز سادگی پاکترین خطای دنیاست
س لام.بزرگی میگه همیشه تا جایی که میتونید به دیگران خوبی و محبت کنید اما همه اعتمادتون را به پاش نریزید.همون کاری که من کردم و نباید میکردم.ولی خوب شد واسم تجربه...حالا چون اسم اعتماد کردن و این چیزا اومد اینم اضاف کنم که وقتی اعتماد میکنید وقتی به کسی دل میبندید وقتی به کسی عشق میورزید هیچوقت هیییییچوقت راز دلتون را به کسی نگید .خوبی کنید محبت کنید  عشق بورزید اما راز دلتون را به هیچکس نگید و بزارید توی دل خودتون بمونه.رازه دل مثل کلید میمونه که دست هرکی بیفته براحتی میتونه وارد دل أدم بشه و اونوقت هرکار خواست میتونه با دل آدم بکنه...متاسفانه جوونای امروزی خیلی تو این زمینه شل هستند...

داشتم وبلاگ یکی از دوستان را میخونم که راجع به خوشبتی نوشته بود.حتما این جمله را شنیدید که میگن"من او را خوشبخت میکنم".بخصوص توی فیلمهای عشقولانه ایرانی که وقتی پدر عروس دست دخترش را میده به آقا داماد میگه"دخترم را خوشبخت کن!" بعد اقا دامادم با خجالت و سری به زیر میگه:چشم پدر جان"قول میدهم او را خوشبخت کنم". خنده دار هست اینکه فکر کنی میتونی کسی را خوشبخت کنی یا هرکی از در وارد میشه میتونه تو رو خوشبخت کنه.خنده دار هست وقتی به خودمان می آییم و میبینیم خوشبختی"شدنی" نیست بلکه "بودنی" هست! و آدم باید بخواد که خوشبخت بشه وگرنه هیچکس نمیتونه جز "خودش"  خودش رو خوشبخت کنه...خوشبختی باید از درون خود ما بوجود بیاد نه اینکه از دیگران به ما تزریق بشه...البته ناگفته نماند که میشه در خوشبخت کردن همدیگه کمک کرد.البته در صورتی که خود ابتدا خوشبختی را داشته باشیم که بتونیم دیگری را خوشبخت کنیم با دیگری ابتدا خوشبختی داشته باشه که بتونه ما رو خوشبخت کنه...موفق باشید خداحافظ

+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه 29 شهریور1388 و ساعت 23:41 | داغ کن - کلوب دات کام
س لام.نه خواهش میکنم بفرمایید نمیخواد بلند بشیدوای چقدر دلم واسه اینجور س لام کردنها تنگ شده بود...یخورده هم واسه شما دوستای گلم(زیاد نگفتم چون لوس میشید.آدمید دیگه جنبه ندارید)...حال و احوالتون چطوره...حال احوال مارو اگر بخوايد زياد تعريفي نداره...اين روزا بر عکس همه که دور دعا و روزه هستند سرتا پا غرق در گناهيم.روزه هم که نمیگیریم...اما هنوز هستیم... راستی اسم گناه اومد...یکی میگفت اینقدر غرق در گناه هستم که دیگه از خدا مرگ را  میخوام...ببینید یه شیطون چطور حالتون را گرفته که از دستش ارزوی مرگ را میکنید.این شیطونم میدونسته عددی نیستید که بهتون سجده نکرده...از این حرفا که بگذریم راستشو بخواید اگر گناهه اگر هوسه اگر آلودگی هست اگر لغزشه برای همه هست و هر کس به تناسب خودش یجوری گرفتار شیطان و گناه میشه اما تفاوت در شکل و شیوه و نوع برخورد آدمهاست…پس این مثلا اشرف مخلوقات بودنتون را یجا باید نشون داد دیگه وگرنه فرقتون با حیوونا چیه آدمامیگن سه جای لغزده هست که میتونه زمینه گناه واسه آدم باشه:یکیش در خلوته: خیلی از مشکلات در خلوت بجود میاد مثلا پسره دانشگاه شهرستان میره چون هیچ فامیلی نیست سیگاری میشه یا توی سربازیها(اونایی که رفتند حتما میدونند چجوره). دوم در شدت:  مثلا صاحبخونه به شما فشار میاره یا طلبکار اونوقت مجبور میشید به دنبال پول نزول و حرام برید. سوم هم در کثرت:وقتی کاری را همه میکنند و عادی میشه و خلاف بودنش از بین نمیرود چون همه میکنند من هم بکنم!

پ.ن: اين روزا از اون روزاست...خيلي بد ميگذره اما نميدونم چرا اينقدر بي خيالم...شايد يجورايي ديگه خسته شدم البته خستگي نه تسليم بلكه يجورايي واسم عادي شده...مواظب دلتون باشید.خداحافظ

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه 17 شهریور1388 و ساعت 16:36 | داغ کن - کلوب دات کام