تبليغاتX
فرشته ی شیطون - 125_ای باران تو ببار...
س لام.این روزا از بس تند تند آپ میکنم به گرد پام هم نمیرسید...امروز اینجا لااقل اگر چند تا قطره بیشتر بارون نیومد اما بوی نم بارون که حسابی اومد...و چقدر زیباست وقتی بارون میاد و همه شاد میشن و لذت میبرن...واقعا چه سری داره این رحمت خدا...ای باران تو ببار بر دل خشکیده این آدمها شاید به یاد آورند بوی نم خانه های قدیمی را...... بوی سادگی را..... باران تو ببار شاید به یاد آرند زمانی را که با یک قطره بارون ......بودند عاشق ترین آدمها.زمانی که دلها پر نبود از زخم های عمیق بی پایان ....آری زمانی که تو نمی باریدی .قهر بودی با تمام آدما ... .ولی اکنون که تو آمدی هنوز جای زخم ها باقیست....و هر کسی جرات پا گذاشتن در زخم های عمیق یه دل ندارد .....آری باران تو نبودی و دشمنان بودند و می خندیدند ....ببار که  محتاج یکایک آن قطره های خالصت هستم .ببار...اوووو بابا کوتا بیا شیطون فرشته جون حالا خوبه یه ته استکان بارون بیشتر نیومده ها که اینقدر ذوق زده شدیا...

پ.ن:دیشب حدود ساعت ۱۱ شب داشتم بر میگشتم خونه.خیابون خلوت خلوت بود.یه لحظه آدم شدم(همون خر شدم شما آدما).و پیش خودم گفتم چطوره واسه یه بارم که شده از ۵۰ تا بیشتر سرعت برم.آخه من خیلی رمانتیک رانندگی میکنم و همه قوانین را رعایت میکنم و خلاصه خیلی احتیاط میکنم.۵۰/۶۰/۷۰/۸۰/۹۰/.....یهو چشمم خورد به اونور خیابون و تصادفی که رخ داده بود...خوشبختانه کسی چیزیش نشده بود.اما دیدن این حادثه کمک کرد دوباره بشم همون فرشته...حادثه هیچوقت خبر نمیده و زمانی اتفاق میفته که آدم خودش هم فکرش را نمیکنه...

پ.ن:این روزا برخی سایتها و مسنجر باز نمیشه و اس ام اس ها هم رد و بدل نمیشه.دلیلش هم کنترل تنش زدایی ها و تحریکاتی هست که توسط بیگانگان صورت میگیره تا با استفاده از مسائلی که در کشور اتفاق افتاده از آب گل آلود ماهی بگیرند.مثلا با فرستادن اسناد جعلی و نوشته های تشنج زا سعی دارند افکار جوونها و جو جامعه را ناآرام کنند. رهبر هم فصل الخطابشون را گفتند...خداحافظ.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در جمعه 29 خرداد1388 و ساعت 18:50 | داغ کن - کلوب دات کام