س لام.نميدونم واسه شما هم پيش اومده يا نه!!!گاهي وقتا توي زندگيمون و در برخورد با شرايطي كه واسمون
پيش مياد دچار ترديد ميشيم وميمونيم چه كنيم و بجاي اينكه زود تصميممون را بگيريم اينقدر اين دست و اون دست ميكنيم كه فرصت از دست ميره و ديگر هيچ گزينه اي واسمون نميمونه...
مثل همون قضيه خرگوشه كه وسط جاده اي نشسته بود و اتومبيلي داشت به طرفش ميومد و خرگوش تصميم به فرار ميگيره.اول به قصد پريدن به طرف راست جاده جهت گيري ميكنه اما پشيمان ميشه و به خودش ميگه سمت راست جاده دره هست.بهتره به سمت چپ فرار كنم.تمام نيروي خودش را به سمت چپ جاده سوق ميده ولي باز به خودش ميگه كه سمت چپ هم خيلي دور است و تا آن زمان اتومبيل ميرسد.تصميمش را عوض ميكنه و دوباره طرف راست جاده را نشانه ميگيره و بازدوباره تغيير عقيده ميده و طرف چپ و ...خلاصه اينقدر اين دست و اون دست ميكنه اين خرگوشه تا اينكه اتومبيل سر ميرسه و اون را زير ميكنه....
خيلي از ما شبيه همين خرگوش قصه ايم و هر روز داريم براي انجام كارهايمان امروز و فردا ميكنيم...دريغ از اينكه چه بسا دير بشود و اون فرصتها از دست برود...نميدونم شايد و البته شايد واسه منم داره پيش مياد...حالا خونه ي خاله كدوم وره از اين وره يا از اونوره...(به در گفتم كه ديوار بشنوه)
سه چیز در زندگی هیچگاه باز نمی گردند: ۱) زمان،۲) کلمات۳) موقعیت ها.
سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست بروند: ۱) آرامش،۲) امید۳) صداقت

